السيد علي الحسيني الميلاني

51

جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)

اين باره از او سؤال كند . وى پرسيد اين زن كيست ؟ حضرت ابراهيم فرمود : خواهر من است . سپس نزد ساره آمد و به او فرمود : اى ساره ، در روى زمين هيچ مؤمنى غير از من و تو نيست و اين مرد از من دربارهء تو پرسيد و من به او گفتم كه تو خواهر من هستى ؛ پس تو مرا تكذيب نكن . در اين حديث به روشنى به حضرت ابراهيم خليل اللَّه نسبت دروغ گويى داده شده است . اين حديث به قدرى بىاساس است كه فخر رازى نيز چاره‌اى جز اعتراف به دروغ بودن آن ندارد ، هر چند كه بخارى و مسلم در صحيح خود آن را نقل كرده‌اند ! فخر رازى دربارهء اين حديث مىنويسد : هذا الحديث لا ينبغي أن يقبل ، لأنّ نسبة الكذب إلى إبراهيم لا تجوز ، فقال ذلك الرجل فكيف يحكم بكذب الرواة العدول ؟ فقلت لمّا وقع التعارض بين نسبة الكذب إلى الراوي و بين نسبته إلى الخليل عليه السلام ، كان من المعلوم بالضرورة أن نسبته إلى الراوي أولى ؛ « 1 » اين حديث شايستهء پذيرش نيست ، زيرا نسبت دروغ به ابراهيم جايز نمىباشد . اما اگر كسى بگويد : چگونه به دروغ گويى راويان عادل حكم مىكنى ؟ در پاسخ مىگوييم : وقتى بين نسبت دروغ گويى به راوى و به ابراهيم خليل عليه السلام تعارض باشد ، به ضرورت روشن است كه نسبت دروغ گويى به راوى سزاوارتر است . مشاهده مىشود كه دروغ بودن اين گونه احاديث به قدرى روشن است كه حتى فرد متعصبى هم‌چون فخر رازى ، على رغم وجود اين حديث در صحيحين به خود جرأت مىدهد راويان صحيحين را تكذيب كند ، چرا كه وى معتقد است نسبت كذب و دروغ به رجال و راويان صحيحين بهتر از آن است كه بگوييم ابراهيم خليل الرحمان سه مرتبه دروغ گفته است .

--> ( 1 ) . تفسير الرازي : 26 / 148 .